سیاست روز

تحلیل و بررسی مسائل مهم جهان و ایران

سیاست روز

تحلیل و بررسی مسائل مهم جهان و ایران

دو عامل اساسی در وقوع بحران مالی آمریکا و اشتباه بزرگ اقتصادی

در گفت‌وگوی اختصاصی فارس با عضو هیئت‌علمی دانشگاه آکسفورد اعلام شد:
دو عامل اساسی در وقوع بحران مالی آمریکا و اشتباه بزرگ اقتصاددانان غرب

خبرگزاری فارس: عضو هیئت‌علمی دانشگاه آکسفورد وجود یک نظام مالی شدیداً سود محور بدون نظارت و کاهش طولانی مدت نرخ بهره را دو عامل اساسی در وقوع بحران مالی آمریکا دانست و گفت: نظریه نوکینزینی در پیش‌بینی این بحران ناکام ماند و این اشکال به مبانی نظری اقتصاد آمریکا برمی‌گردد.

ریشه‌های وقوع بحران مالی جهان که از سه سال پیش شروع شد و هنوز پس لرزه‌های آن اقتصاد دنیا را تحت تاثیر خود قرار می دهد و ورشکستگی بانکها و شرکتها به خصوص در آمریکا شاهدی بر این مدعاست، هنوز زوایای پنهانی دارد که لازم است کارشناسان واقتصاددانان بین المللی بیشتر به آن بپردازند.

بنابراین لازم دیدیم موضوع بحران مالی جهان را در گفت و گو با کارشناسان ارزیابی و تحلیل کنیم. در همین راستا به سراغ دیوید وینز عضو هیئت علمی دانشگاه آکسفورد رفتیم تا پاسخ معدودی از سوالات خود را از زبان این کارشناس مسائل اقتصاد کلان و بین الملل بیابیم.
وینز استاد اقتصاد دانشگاه آکسفورد است که در کالج بالیول و کالج تجارت و اقتصاد دانشگاه ملی استرالیا نیز تدریس می کند. تخصص وی در زمینه اقتصاد کلان و اقتصاد بین الملل است.
گفت‌وگوی فارس با این اقتصاددان به شرح زیر است:

فارس: بحرانی که سه سال پیش از بخش مسکن آمریکا شروع شد و به سرعت در سراسر جهان گسترش یافت همه را غافلگیر کرد، حتی کارشناسان و متخصصان اقتصادی که پیشگیری از بروز چنین تحولاتی یکی از کارکردهای آن ها است. آیا اقتصاددان ها را می توان در این زمینه مقصر دانست؟
وینز: تا سه سال پیش ما در نوعی اعتدال بزرگ به سر می بردیم. شاخص های کلان اقتصاد بسیار خوب بود و اقتصاد کلان نوکینزینی در وضعیت خوبی قرار داشت. همه از رضایتبخش بودن این وضعیت سخن می گفتند. حتی اولیور بلانچارد اقتصاددان ارشد صندوق بین المللی پول هم می‌گفت وضعیت شاخص های کلان خوب است. اما همه چیز به سرعت فرو ریخت. بله. اقتصاددان ها اشتباه کردند. مشکل همه ما آن بود که اگر چه ما می دانستیم ممکن است اتفاقات بدی بیفتد اما ندیدیم که این بحران در حال بروز و ظهور است. مشکل ما این نبود که فکر می کردیم بازارهایمان بی عیب و نقص هستند بلکه ما نمی دانستیم که نظام مالی چگونه کار می کند. شاید این در مورد یک متخصص اقتصاد کلان عجیب و غریب باشد اما واقعیت همین بود.

فارس: آیا در بحران اخیر می توان اشکالی به مبانی نظری اقتصاد امریکا وارد کرد و به نظر شما چه کاستی هایی در این زمینه قابل مشاهده است که باید رفع شود؟
وینز: واضح و مسلم است که نظریه نوکینزینی در پیش بینی و تشخیص به موقع این بحران ناکام ماند. هرچند پول کروگمن معتقد است اقتصاد کینزینی همچنان بهترین چارچوب برای فهم رکودها و کسادی بازار است. اجازه دهید به سه شاخصه نظریه کینزینی در این رابطه اشاره کنم. بر اساس این نظریه سطح تقاضا برای کالاها در یک اقتصاد ممکن است کاهش یابد و این امر می تواند بر وضعیت اقتصاد تاثیر بگذارد چرا که به تبع آن تولید کاهش می یابد. گزاره دوم در این نظریه آن است که بروز شوک در نظام مالی می تواند کاهش شدید تقاضا را به دنبال داشته باشد. و شاخصه سوم این نظریه آن است که اگر سیاست مالی و پولی درستی در یک اقتصاد اتخاذ نشود آن اقتصاد به بی ثباتی کشیده می شود. به عقیده کینزین ها اگر شوک منفی عظیمی به تقاضا وارد شود و رکود و کاهش قیمت ها را تجربه کنیم آن گاه شاهد کاهش شدید بدهی ها خواهیم بود. این در حالی است که هر چه قیمت ها پایین تر می رود بدهی افراد بدهکار سنگین تر می شود و در نتیجه مصرف بیش از پیش کاهش می یابد. در چنین حالتی ممکن است اقتصاد بحران زده هیچ گاه احیا نشود. اما در حاق واقع باید گفت چیزی به نام نظریه بحران مالی کینزینی نمی توان یافت و این خود یک ضعف نظری اقتصاد کینزینی می تواند باشد.

فارس: بحران اقتصادی جهان ظاهراً در حال فروکش کردن است. اقتصاددان های اندکی بودند که چنین بحرانی را پیش بینی می کردند. اما به نظر می رسد نحوه عمل اقتصاددان ها در پرداختن به این بحران و حل آن رضایتبخش بوده باشد. به نظر شما چرا این بحران به وجود آمد؟
وینز: من در مطالعه ای که با کریستوفر آدام انجام داده ام به دو عامل مهم در ظهور این بحران رسیده ام. عامل نخست وجود دوره ای طولانی بود که بانک ها با نرخ بهره بسیار پایینی به مشتریان وام می دادند. این ویژگی که مربوط به اوائل قرن 21 است باعث برهم خوردن توازن در بخش های کلان اقتصاد شد. عامل دوم وجود یک نظام مالی شدیدا سود محور و فارغ از کنترل قوانینی موثر و محکم بود. این ویژگی در آمریکا باعث افزایش شدید ریسک معاملات مالی شد و بازارهای مالی را به شدت آسیب پذیر کرد. در تلاقی این دو عامل چیزی به وجود آمد که همان بحران اقتصادی اخیر بوده است.

فارس: به عنوان پرسش آخر بگویید چه باید کرد که از بروز بحرانی دیگر جلوگیری کرد و آیا راهکاری عملی و موثر در این زمینه وجود دارد یا نه.
وینز: جهانی که ما در آن زندگی می کنیم شدیدا مستعد بحران است. دو ویژگی این جهان به بی ثباتی آن کمک کرده اند. یکی نبود توازن میان پس اندازها و سرمایه گذاری ها در سطح جهان است که کشورهای در حال توسعه را به سمت رشد مبتنی بر صادرات سوق داده است. ویژگی دوم وجود یک نظام مالی در کشورهای پیشرفته است که از آزادی عمل زیادی برخوردار است و شدیدا سود محور می باشد. تلاقی این دو ویژگی با نرخ بهره پایین باعث بروز بحران می شود. بنابراین نباید اجازه دهیم این دو ویژگی با یکدیگر تلاقی پیدا کنند. برای این کار هم دو راهکار وجود دارد. نخست آن که باید نظام پولی بین المللی را اصلاح کنیم. باید نهادی مثل صندوق بین المللی پول نقشی مراقبتی را در عرصه نظام مالی جهانی ایفا کند و این نکته را تضمین کند که وجود عدم توازن در پس اندزاها و سرمایه گذاری ها در سطح بین المللی منجر به کاهش شدید نرخ بهره نشود. راهکار دوم آن است که رهیافت گرینسپنی را کنار بگذاریم. اگر شرایطی شبیه سال 2002 ضرورت کاهش نرخ بهره برای دوره ای طولانی را فراهم می آورد جهان نباید به فدرال رزرو اجازه دهد چنین کاری انجام گیرد. چنین اقدامی مسلما هزینه های بسیاری دارد اما برای جلوگیری از بروز بحرانی مشابه ضروری به نظر می رسد

نظرات 0 + ارسال نظر
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد